تبلیغات
حق سپید - گفت وگو با بهروز اخلاقی، استاد دانشگاه ؛ حق مالكیت فكری حقی بشری



مالكیت فكری (Intellectual property)‌در برگیرنده دو بخش مالكیت ادبی و هنری و مالكیت صنعتی است. بخش اول از مالكیت فكری به دفاع از حقوق مولفان، هنرمندان، مصنفان و پدیدآورندگان نرم‌افزارها و مالكیت صنعتی به دفاع از حق اختراع، علائم تجاری و صنعتی و طرح‌های صنعتی می‌پردازد. حمایت و دفاع از حقوق مالكیت فكری در اسناد بین‌المللی حقوق بشر همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق مدنی و سیاسی و میثاق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه بوده است و بررسی این حقوق در حوزه مالكیت فردی معنا پیدا می‌كند.


حق مالكیت فكری براین نكته دلالت دارد كه حق انحصاری از یك اختراع، اثر و ایده جدید برای مدت معینی به مخترع و پدید آورنده و یا نویسنده و هنرمند تعلق می‌گیرد. حق مالكیت از دو بعد مادی و معنوی به حمایت از مخترع، نویسنده و پدیدآورنده می‌پردازد. در چارچوب سازمان ملل متحد، یك ارگان تخصصی با عنوان سازمان جهانی مالكیت فكری )WIPO(، مسوول رسیدگی به امور مرتبط با مالكیت فكری شد - ۱۳۴۶۶۱۹۶۷ ش - ایران به عنوان یكصد و هفتاد و ششمین عضو سازمان‌جهانی مالكیت فكری پذیرفته شده ولی هنوز به كنوانسیون جهانی مالكیت فكری نپیوسته است. ضمنا بدون پذیرش كنوانسیون‌های جهانی مرتبط با حقوق مالكیت فكری، عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی )WTO( نیز تحقق نخواهد یافت. در گفت‌وگو با دكتر بهروز اخلاقی، استاد دانشگاه به ضرورت‌ها و پیامدهای احترام گذاشتن به حقوق مالكیت فكری در سطح داخلی و بین‌المللی پرداخته شده است. اخلاقی اعتقاد دارد كه مراعات حقوق مالكیت فكری و پذیرش كنوانسیون‌های مربوطه موجب حفظ اعتبار كشور ما در سطح جهانی نیز خواهد شد.


در میثاق جامعه ملل ۱۹۱۹۹)‌، دولت‌های عضو می‌پذیرند كه از جنگ بپرهیزند، حقوق بین‌الملل را كاملا رعایت كنند و تكالیف ناشی از معاهدات در روابط متقابل اقوام متمدن اجرا شود. دولت‌های استعمارگر نیز مكلف می‌شوند كه آزادی وجدان و دین را در ملل مستعمره، تضمین كنند، وضعی عادلانه و انسانی در آن جوامع به‌وجود بیاورند و عادات برده فروشی و قاچاق اسلحه رایج در آنجا را دفع كنند. در حالی كه در ماده ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸۸)‌گفته شده كه هركس حق دارد از حمایت مادی و معنوی آثار هنری، علمی و فرهنگی خودش بهره‌مند گردد. چرا در منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، توجه جدی به امور فرهنگی و حقوق مالكیت فكری برای استقرار صلح جهانی در نظر هست ولی در میثاق جامعه ملل، نسبت به این امر، حساسیت وجود نداشت؟


اسناد بین‌المللی یك روند تكاملی و گام به گام را طی كرده‌اند. زمانی كه منشور ملل متحد تنظیم شد، كشورهای فاتح به این نتیجه رسیدند كه جنگ ناشی از عدم تفاهم ملت‌ها و فرهنگ‌ها نیز می‌تواند باشد. به همین دلیل در این منشور به این جنبه‌ها و بویژه این كه باید روابط فرهنگی توسعه پیدا كند تا تفاهم بین ملت‌ها به‌وجود بیاید، توجه شد.


در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق مدنی - اجتماعی و میثاق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به صورت متمركز بر مسائل خاصی متمركز شدند و گفته شد كه این مجموعه می‌تواند ضامن صلح جهانی باشد. هنوز هم یعنی بعد از گذشت ۶۰ سال از جنگ جهانی دوم، گفته می‌شود كه خصومت‌ها ناشی از اختلاف فرهنگی است و حتی پاپ هم به عنوان مظهر مسیحیت نتوانست از این جار‌وجنجال دور باشد.


به نظر می رسد كه جامعه‌بین‌المللی، همچنان روی حرف اول خودش تاكید می‌كند و برای این كه ریشه جنگ را بخشكاند، باید گفت‌وگوی بین تمدن‌ها برقرار كند و به جنبه‌های حقوق بشری بیش از پیش اهمیت بدهد.


بر چه مبنا رعایت حق و حقوق مالكیت فكری از نظر اسناد بین‌المللی می‌تواند در استقرار و حفظ صلح و امنیت بین‌المللی جایگاه خاصی داشته باشد؟


جامعه بین‌المللی به این نتیجه رسید كه پدیده‌ها، آفرینش‌ها و تراوش‌های فكری بشر به نوعی با حقوق بشر ارتباط دارد و باید از آن حمایت شود. وقتی ما از بشر صحبت می‌كنیم، هویت و ماهیتی در نظر داریم كه با تمام استقلال و در طول زندگی خودش، همانطور كه می‌تواند منشا بروز جنگ باشد، می‌تواند خلاق و اثرگذار در جهت صلح هم باشد. مالكیت فكری نیز جلوه‌هایی از آفرینش‌های هنری و فكری بشری است. به همین دلیل، به نظرشان رسید برای حفظ این حقوق، باید چاره‌اندیشی بشود و مكانیسم‌ها و ساختارهایی را تعبیه كنند كه این نوع حقوق را تحت پوشش قرار بدهد.


اولین قانون مالكیت معنوی درخصوص حق اختراع در سال ۱۴۷۴ در جمهوری ونیز وضع شد و هر مخترع حق داشت انحصار بهره‌مندی از منافع حاصل از آن را به مدت ۱۰ سال نصیب خودسازد و در بریتانیا حق انحصاری مخترع در سال ۱۶۲۳ و پذیرش چنین حقی در فرانسه و ایالات متحده به ترتیب در سال‌های ۱۷۶۲ و ۱۷۹۰ به رسمیت شناخته می‌شود. چرا چنین حقی در جوامع غربی پذیرفته شد و پذیرش این حق، چه تاثیری در صنعتی شدن جوامع غربی داشت؟


در حقوق رم، از حقوق عینی افراد حمایت می‌شد ولی در سال ۱۴۷۴ قانونی وضع می‌شد تا برای اولین بار از مالكیت فكری حمایت كند. اولین جرقه برای حمایت از حق اختراع افراد در ونیز زده شد ولی در آن دوران، هنوز صنعت و تكنولوژی چندان توسعه پیدا نكرده بود ولی به تدریج دولت‌ها پذیرفتند كه باید از حق مخترعان، هنرمندان و نویسندگان حمایت كنند. چنین حمایتی باعث می‌شود كه هنرمندان، مولفان و مخترعان، انگیزه بیشتری برای ابداع و اختراع پیدا كنند. البته در سده‌های گذشته، ایتالیا به مفهوم یك كشور منسجم و یكپارچه مطرح نبود ولی بریتانیا وضعیت خاصی داشت و اولین انقلاب صنعتی هم در این كشور روی داد و كشوری پیشرو در زمینه اختراعات بود. به گونه‌ای كه حتی آلمانی‌ها و سایر اتباع اروپایی از اختراعات انگلیسی‌ها تقلید و كپی‌برداری می‌كردند و انگلیسی‌ها سرآمد مخترعان بودند. دقیقا الان یك سیكل تاریخی پیدا شده و چینی‌ها و كره‌ای‌ها از اختراعات غربی‌ها تقلید می‌كنند. دو قرن پیش، آلمانی‌ها متهم می‌شدند به تقلید و كپی كردن از اختراعات انگلیسی‌ها و الان این اتهام به چینی‌ها و كره‌ای‌ها وارد است.


در نیمه دوم قرن نوزدهم و با گسترش علم و فناوری و بازارها، مساله حمایت از مالكیت صنعتی مطرح شد و اولین كنوانسیون بین‌المللی با عنوان كنوانسیون پاریس ۱۸۸۳۳) در حمایت از مالكیت فكری تهیه و تدوین شد و چند سال بعداز آن، كنوانسیون برن ۱۸۸۶۶)‌تهیه و به تایید برخی كشورها رسید. چون در نمایشگاه بین‌المللی وین ۱۸۷۳۳)‌و نمایشگاه پاریس ۱۸۸۲۲)، مخترعان و هنرمندان، به خاطر ترس سرقت ایده‌های جدیدشان، به طور جدی و با خیال آسوده، در نمایشگاه‌ها شركت نمی‌كردند. تا این كه بالاخره حقوقدانان و صاحب‌نظرانی همچون ویكتور هوگو، كنوانسیون پاریس را جهت حمایت از نوآوری‌ها و اختراعات، علائم تجاری و طرح‌ها و مالكیت صنعتی و كنوانسیون برن را به منظور حمایت از مالكیت‌های ادبی و هنری تهیه كردند و كشورهایی آن كنوانسیون‌ها را به رسمیت شناختند. به مرور زمان كنوانسیون‌هایی در موضوعات نوینی مثل نرم‌افزارها نیز تهیه شد. از این طریق، برخی كشورها پذیرفتند كه از حقوق مالكیت فكری اتباع خودشان حمایت كنند. فرضا ما اختراعات بزرگی مثل <برق> را داریم كه تحول اساسی در زندگی بشر به‌وجود آورده است. بنابراین باید كاری می‌كردند كه حقوق مخترعان محفوظ بماند.


در همان بریتانیا یا پادشاهی متحد ) U.K (‌، پارلمان در سال ۱۷۰۹ با تصویب قانون آن )Anne(‌حق مولف را به رسمیت می‌شناسد. در سال ۱۷۴۱، پادشاه دانمارك حقوق مولفان را می‌پذیرد. ایالات متحده در ۱۷۹۰ قانون مالكیت فكری را تصویب می‌كند، فرانسه قبل از انقلاب ۱۷۸۹، قانون مولف را می‌پذیرد و در ۱۷۹۱ و ۱۷۹۳، حق نمایش، حق نشر و تكثیر و حق مولف را پذیرا می‌شود. چرا این همه تاخیر در پذیرفتن حق مولف و هنرمند نسبت به حق اختراع رخ می‌دهد با علم به این كه چندین دهه از اختراع دستگاه چاپ هم می‌گذشت؟


اینها مسائلی است كه خیلی كند پیش می‌رود. مثلا در ایران و در سال ۱۳۱۰ شمسی اولین قانون مربوط به اختراعات و علائم تجاری به تصویب رسید. تصویب این قانون، برای اولین بار در منطقه خاورمیانه اتفاق می‌افتاد. یعنی ما ۷۵ سال قبل، قانون اختراعات را تصویب كرده‌ایم ولی هنوز كنوانسیون بین‌المللی برن را كه مربوط به حقوق مالكیت ادبی و هنری است، نپذیرفته‌ایم. در كشورهای غربی هم تحولات به كندی رخ می‌داد و در واقع مقطع زمانی گذر از جامعه قرون وسطی به انقلاب صنعتی بود. پذیرش حقوق مالكیت فكری، یكی از علل تحقق انقلاب صنعتی بود وگرنه كسی انگیزه‌ای برای اختراع پیدا نمی‌كرد. الان هم در ژاپن، كره جنوبی و چین به بچه‌ها می‌گویند اگر می‌خواهید پیشرفت كنید، اختراع جدید باید داشته باشید. چون اختراع جدید، سودآور است و به نام شخص مخترع ثبت می‌شود. هنوز هم انگیزه اصلی انسان برای اختراع كردن همین چیزها است.


در برخی از جوامع غربی، حق مالكیت فردی پذیرفته شده بود ولی این كه چهارصد سال قبل، حق مولف نیز رسمیت پیدا كند، جالب به نظر می‌آید؟


جالب از این نظر كه به حوزه عمومی وارد شد و تحولی شگفت را رقم زد. تا قبل از پذیرش آن، چنین بحث‌هایی مطرح بود ولی به قدری اهمیت داشت كه اركان قدرت را در برگرفت و وارد قلمرو عمومی برخی جوامع شد. برای مثال، حمایت از حقوق مولف در بریتانیا به صورت گام به گام پیش رفت. اول، مقرره‌ای مطرح شد كه كسی حق ندارد از كتاب و تالیف دیگری، رونویسی كند. دوم گفتند كه اگر كسی تالیفی یا هنری دارد می‌تواند از طریق فروش آن محصول، بهره‌مند شود و در نهایت به اینجا رسید كه دولت از حقوق مولفان در مقابل هر نوع تهدید حمایت می‌كند و می‌كوشد حقوق آنها را حفظ كند. وقتی كه هنرمندان و نویسندگان متوجه شدند كه امكان سرقت آثار ادبی و هنری آنها وجود ندارد، با خیال راحت و اطمینان خاطر، به آفرینش‌های هنری وادبی جدیدی دست زدند و تحولاتی را به وجود آوردند.


چرا در قرن نوزدهم، دولت‌های اروپایی به این نتیجه رسیدند كه الزاما باید كنوانسیون‌هایی بین‌المللی را به تصویب برسانند تا با وجود چنین ساز و كارهایی به صورت یكسان و مطابق قاعده معین از حقوق اتباع خودشان حمایت كنند؟


كشورهای صنعتی، پیشگام اختراعات بودند. اختراعات هم زاده تراوش‌های فكری انسانی است. در نبود حمایت‌های قانونی از این اختراعات، به راحتی می‌توان به آنها دستبرد زد و از آنها كپی برداری كرد. دولت‌های اروپایی كه متولی برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی بودند، متوجه شدند كشورها نگرانی خاصی دارند از این كه محصولات خودشان را به معرض نمایش بگذارند. چون می‌دیدند كه احتمال كپی برداری از آنها وجود دارد. بنابراین دولت‌ها برای حمایت از مخترعان كه شهروندان خودشان محسوب می‌شدند و برای گسترش صادرات و حفظ منافع ملی به این نتیجه رسیدند كه با مكانیسم‌ها و ابزارهای حقوقی، وسیله حمایت از حقوق مخترعان و مكتشفان خودشان را فراهم كنند تا آنها نگران سرقت، تقلید و سوءاستفاده از آفرینش‌ها و اختراعات خود نباشند. درواقع جنبه اقتصادی موضوع هم برای دولت‌های غربی مطرح بود و این كه می‌خواستند از طریق صادرات، در بازارهای جهانی نفوذ كنند و محصولات خودشان را به فروش برسانند.


شیلی و پرو به ترتیب در سال‌های ۱۸۳۴ و ۱۸۴۹ حق مولف را به رسمیت می‌شناسند، در سال ۱۸۸۴ نیز كنوانسیون پاریس با پذیرش ۱۱ كشور اجرایی شد و در همان زمان، بریتانیا و تونس به آن پیوستند. ایران هم در سال ۱۳۳۷ به آن پیوست و یا كنوانسیون برن در سال ۱۸۸۶ به تصویب می‌رسد ولی ایالات متحده آمریكا در سال ۱۹۸۹ عضو آن می‌شود. تبعات و پیامدهای كشورهایی كه امروزه هم جزو كشورهای درحال توسعه محسوب می‌شوند و پیشگام پیوستن به برخی كنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق مالكیت فكری بوده‌اند، چه بوده است؟


كشورهایی كه به كنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق مالكیت فكری پیوسته‌اند به دو دسته تقسیم می‌شوند. یك گروه كشورها صنعتی هستند یا بودند و می‌خواستند از اختراعات و محصولات صنعتی اتباع خودشان حمایت كنند. كشورهای دیگر هم به دلیل این كه در جامعه بین‌المللی دارای حیثیت و آبرو باشند، به این اعتبار به آن كنوانسیون‌ها ملحق شدند وگرنه پرو و یا برزیل كشورهای صنعتی نبودند. الحاق آنها به این كنوانسیون‌ها به خاطر حفظ حیثیت و اعتبارشان بوده است.


آیا تبعات پیوستن به كنوانسیون‌ها را در نظر نداشتند و به خاطر حفظ شان بین‌المللی در جهان به چنین اقدامی دست می‌زدند؟


شاید متوجه تبعات آن نبودند و یا نمی‌دانستند چه تعهداتی برای آنها بعدا ایجاد می‌كند. همچنان كه ما قبل از انقلاب به منشور آزادی‌ها پیوستیم ولی بعداز انقلاب، دولت انقلاب اسلامی اعلام كرد كه ما نمی‌دانستیم چنین الحاقی چه تبعاتی دارد و اعلام كرد برخی از مفاد منشور مذكور با حقوق اسلامی منافات دارد و ما آن قسمت‌ها را قبول نداریم و یا بعضی كشورها متوجه شدند كه دیگر نمی‌توانند از اختراعات كشورهای صنعتی تقلید و كپی‌برداری كنند ولی دیگر عضو كنوانسیون شده بودند.


ایالات متحده هم در یك مقطع، بازیگر صحنه بین‌المللی نبود و به این مسائل اهمیت نمی‌داد. اما از زمانی كه به عنوان یك قدرت سیاسی مطرح شد، كنوانسیون‌ها را پذیرفت و براثر پیشرفت سرسام آوری كه داشت، آمریكایی‌ها متوجه شدند آن كنوانسیون‌ها كارساز نیست و معیارهای بالاتری را تدوین كردند.


در بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی مدنی و سیاسی ۱۹۶۶۶) برحق آزادی بیان و این كه هركس حق دارد افكار و اطلاعات را به هر طریق كه مایل است اخذ كند و اشاعه دهد تاكید شده است. در میثاق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ۱۹۶۶۶)‌برحق شركت افراد در زندگی فرهنگی، بهره‌مندی از پیشرفت‌های علمی و حمایت از منافع معنوی و مادی ناشی از هرگونه اثر علمی، ادبی و هنری تاكید می‌شود و كشورهای عضو میثاق می‌پذیرند كه آزادی لازم را برای تحقیقات علمی و فعالیت‌های خلاق محترم بشمارند. سازمان جهانی مالكیت فكری در سال ۱۹۶۷ مقرر می‌شود كه تاسیس شود. چرا تاسیس چنین سازمانی در چارچوب ملل متحد با تاخیر صورت گرفت تا از بخشی از حقوق انسانی تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر هم دفاع و حمایت كند؟


به نظر من تاسیس سازمان ملل متحد، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی قرن بیستم است. سازمان ملل با خودش سازمان‌ها و ارگان‌های تخصصی متعددی را در حوزه‌های مختلف كاری تاسیس كرد و هر یك از این سازمان‌ها از بعد خاصی به قضایا و مسائل بین‌المللی توجه داشتند. اما بعداز جنگ جهانی دوم و تاسیس سازمان ملل متحد، اینقدر حقوق مالكیت فكری توسعه پیدا كرد. برای مثال كنوانسیون رم به منظور حمایت از تولیدكنندگان آثار صوتی و تصویری در سال ۱۹۶۱ و كنوانسیون آثار شنیداری كه مربوط به استفاده از ماهواره‌ها است در ۱۹۷۴ تهیه و تدوین شد و كنوانسیون‌ها و معاهدات دیگری هم به تصویب رسید. در نتیجه كشورهای عضو ملل متحد به این نتیجه رسیدند كه بهتر است سازمان مستقلی، متولی امر مالكیت فكری باشد. برهمین اساس، سازمان جهانی مالكیت فكری )WIPO(‌در سال ۱۳۴۶۶۱۹۶۷) تاسیس شد و اداره امور مالكیت فكری را در سطح جهان در كف با كفایت این سازمان گذاشتند كه هم بر حسن اجرای كنوانسیون‌های مرتبط با حقوق مالكیت فكری نظارت كند و هم كشورها را تشویق كند به حمایت از این حقوق.در حال حاضر، سازمان جهانی مالكیت فكری براجرای ۲۲ كنوانسیون در سطح جهان نظارت دارد. منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، صرفا اسنادی هستند كه تهیه شده‌اند ولی باید سازمان‌هایی وجود داشته باشد تا آن موارد اعلامی را به اجرا درآورد.


در ایران، علاوه بر تصویب قانون ثبت علائم و اختراعات در سال ۱۳۱۰، قانون حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان در سال ۱۳۴۸ به تصویب رسیده است و برخی قوانین دیگر هم در كشور ما به صورت مصوب وجود دارد، در واقع مشكل ما عمدتا در حوزه بین‌المللی حق مالكیت فكری خودش را بروز می‌دهد؟


بله؛ ظاهرا این جور شده و ما با آن بخش، بیشتر مشكل داریم. اما سوال این است كه چگونه ما در سال ۱۳۱۰ و حتی قبل از آن در سال ۱۳۰۴ قانونی را تصویب می‌كنیم كه در كل منطقه خاورمیانه، اقدامی پیشتازانه است؟ چون در آن زمان باب مراودات بین‌المللی ما با دنیا باز شده بود و كالاها و محصولات خارجی با علائم و اسامی مخصوص به كشور ما وارد می‌شد. در همان زمان، كشورهای دیگر اعلام كردند كه اگر می‌خواهید ما با همدیگر مراوده داشته باشیم باید از علائم و اختراعات ما حمایت كنید و ایران هم مجبور شد قانون ۱۳۱۰ شمسی را به تصویب برساند. اما وقتی بحث كنوانسیون برن مطرح می‌شود، اصلا ایران اعتقادی به حق مولف و به طور كلی حقوق مالكیت فكری نداشت. فرضا هنرمندی، یك قطعه موزیك می‌نواخت و دیگران هم بدون اجازه، آن را ضبط و تكثیر می‌كردند و یا از كتاب‌های نویسندگان، رونویسی می‌كردند. اما در ایام قبل از تصویب قانون حمایت از حقوق مولفان در سال ۱۳۴۸، سر و صدای نویسندگان و هنرمندان بلند شد و سرقت‌ها و تقلیدها و ضبط و تكثیر غیرمجاز شیوع پیدا كرد. در نتیجه قانونگذار ایران دید كه یك واقعه اجتماعی پیش آمده و باید موضع بگیرد. بنابراین قانونی را در حد حمایت از آفرینش‌های ادبی و هنری ملی به تصویب رساند ولی بحث بین‌المللی مطرح نشد.


این موضوع هم مطرح شد كه چرا ایران از حقوق و مالكیت‌های فكری در سطح بین‌المللی حمایت نمی‌كند. حتی ایران در جامعه بین‌المللی تا حدودی بدنام شد و كشورهای دیگر می‌گفتند ایرانی‌ها بدون پرداخت حق كپی به نویسندگان و هنرمندان خارجی می‌آیند كتاب‌های آنها را ترجمه می‌كنند و یا نقاشی‌های آنها را كپی می‌كنند.


در آن دوره، این بحث پیش كشیده شد كه ایران در سطح جهانی تولیدكننده توانمندی نیست كه بخواهد از حقوق مالكیت فكری در سطح جهانی حمایت كند و اگر ما به كنوانسیون برن بپیوندیم، چیزی برای عرضه به خارج نداریم و بیشتر استفاده كننده از محصولات فكری دیگران هستیم.


یعنی قانونگذار نتیجه گرفت پیوستن ایران به كنوانسیون برن كه حمایت از حق مولف را در سطح جهان در نظر دارد به ضرر كشور است؟


بله؛ به نظرشان رسید كه این كار، برای كشور ما بار مالی دارد و الان كه تعهد بین‌المللی نداریم و پولی نمی‌دهیم، می‌توانیم از آثار نویسندگان و هنرمندان كشورهای دیگر استفاده كنیم. پس چرا باید كاری كنیم كه بار مالی برای كشور داشته باشد. اما موضوع وقتی برای ما حاد و حساس شد كه هندی‌ها و پاكستانی‌ها آمدند طرح‌های فرش‌های اصیل ایرانی را تقلید كردند و سهم ایران در صادرات فرش در بازارهای جهانی كاهش یافت و در عین حال ما نمی‌توانستیم از آنها شكایت كنیم. البته هنوز هم علائم تجاری و ارزش طرح‌ها و علائم صنعتی و تجاری برای ما شناخته شده نیست. در گذشته هم برخی تجارتخانه‌ها به عنوان مشخصه خودشان عقابی روی بسته محصولات خود می‌كشیدند ولی نمی‌دانستند كه این علامت چه تاثیراتی دارد. برای نمونه باید بگویم كه ارزش علامت تجاری كوكاكولا را حدود ۱۳ میلیارددلار ارزیابی كرده‌اند و محصولات این شركت در تمام كشورهای دنیا شناخته شده است.


حتی وقتی هم كه در سال ۱۳۱۰ قانون ثبت اختراعات و علائم تجاری در ایران به تصویب رسید، حدود ۹۹ درصد از علائم ثبت شده، مربوط به شركت‌های خارجی بود و خارجی‌ها برای ثبت علائم خودشان به اداره ثبت شركت‌ها و علائم ایران مراجعه می‌كردند و نهایتا ایران در سال ۱۳۳۸ و تحت فشارهای بین‌المللی ناگزیر شد به كنوانسیون پاریس ملحق شود كه یك كنوانسیون بین‌المللی در جهت حمایت از اختراعات و علائم تجاری و مالكیت صنعتی است.

. . .
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-lawyermkh.mihanblog.com

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-haghesepid.ir