تبلیغات
حق سپید - بررسی شروع به قتل عمدی از طریق ارتکاب فعل نوعا کشنده

نویسنده : سید مهدی حجتی وکیل پایه یک دادگستری قانونگذار

 در بند ب و ج ماده 206 ارتکاب اعمال نوعاً کشنده را در صورت سلب حیات از مجنی علیه قتل عمدی دانسته در حالیکه مرتکب، علی رغم قصد انجام فعل (سوءنیت عام) فاقد قصد نتیجه (سوءنیت خاص) یا قصد قصد سلب حیات از مجنی علیه است.

با این وصف باید دید در مواردی که جانی مرتکب فعل نوعاً کشنده ای شده ولی در اثر اقداماتی از جمله رسانیدن به موقع مجنی علیه به بیمارستان، سلب حیات محقق نشده و مجنی علیه زنده مانده است؛ آیا می توان این میزان از اعمال ارتکابی فرد را با توجه به مقررات بند ب و ج ماده 206 و ماده 611 قانون مجازات اسلامی شروع به قتل عمدی دانست یا خیر؟

یا آیا می توان فردی را که مبتلا به بیماری ایدز است و با علم و اطلاع از بیماری خویش مبادرت به برقراری رابطه جنسی با شریک جنسی خود کرده و او را نیز به این بیماری نوعاً کشنده مبتلا میکند را تحت عنوان شروع به قتل عمدی تعقیب کرد؟ و آیا می توان فردی را که با علم و اطلاع از ناتوانی و ناآشنایی دیگری به فن شنا او را بدون قصد قتل در آب عمیقی پرتاب می‌نماید و تا قبل از غرق شدن، شخص دیگری مبادرت به نجات وی نماید را تحت عنوان شروع به قتل عمدی تعقیب نمود؟

برای آنکه بتوان در این زمینه به پاسخ مناسبی دست یافت، ضروری است که بدواً تعریف شروع به جرم را مرور نمائیم.

در تعریف شروع به جرم عنوان شده: «عبور از قصد مجرمانه و عملیات مقدماتی و ورود در مرحله اجرایی جرم به نحوی که اعمال انجام شده متصل به جرم باشد.»[1]

همچنین ماده 41 قانون مجازات اسلامی در مقام تبیین شروع به جرم چنین مقرر داشته است:

«هر کس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرای آن نماید لکن جرم منظور واقع نشود چنانچه اقدامات انجام گرفته جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم می شود

تعریف و تبیین حقوقی و قانونی شروع به جرم حاکی از آن است که قانونگذار در ماده 41 قانون مجازات اسلامی و بالاخص در تبصره 1 این ماده که مقرر داشته: «مجرد قصد ارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمه جرم بوده ... شروع به جرم نبوده ...» نظریه ذهنی را در شروع به جرم مورد پذیرش قرار داده و شروع به جرم را نه به اعتبار اعمال ارتکابی بلکه به اعتبار قصد مرتکب در انجام عمل مجرمانه مورد پذیرش قرار داده است.

به عبارتی دیگر شروع به جرم در مواردی تحقق پیدا می کند که مرتکب با قصد ارتکاب جرم به معنی اخص (یعنی قصد نتیجه یا سوءنیت خاص) عملیات اجرایی جرم را آغاز نماید و در غیر اینصورت چنانچه اعمال ارتکابی مرتکب مستقلاً واجد عنوان مجرمانه باشد، بعنوان جرم تام و نه به اعتبار شروع به جرم قابل تعقیب خواهد بود و چنانچه آن میزان از اعمال ارتکابی مرتکب فاقد وصف مجرمانه در قانون باشد تعقیب و مجازات فرد با عنایت به اصل قانونی بودن جرایم امکان پذیر نخواهد بود.

ماده 613 قانون مجازات اسلامی نیز شروع به قتل عمدی را در صورتی قابل تحقق میداند که نتیجه مورد نظر مرتکب (سلب حیات از مجنی علیه) به عللی خارج از اراده او واقع نگردد.

این ماده مقرر می دارد:

«هرگاه کسی شروع به قتل عمدی نماید ولی نتیجه منظور بدون اراده او محقق نگردد به شش ماه تا سه سال حبس تعزیری محکوم می گردد

مقررات این ماده نیز حاکی از آن است که شرط عدم انصراف ارادی معطوف به نتیجه مورد نظر مرتکب (سلب حیات) است. به عبارتی دیگر مرتکب با قصد قتل (قصد نتیجه) باید عملیات اجرایی جرم را آغاز کرده باشد لیکن بنا به عللی خارج از اراده، نتیجه مورد نظر وی که عبارت از سلب حیات از مجنی علیه است محقق نگردد.

بنابراین در خصوص قتل عمدی موضوع بند ب و ج ماده 206 قانون مجازات اسلامی که بدون قصد قتل محقق میگردد نیز باید عنوان داشت که صرف عمد در انجام عمل (سوءنیت عام) بدون داشتن قصد نتیجه (سوءنیت خاص) در مواردی که اعمال نوعاً کشنده منتهی به سلب حیات از مجنی علیه نمی گردد را نمی توان شروع به قتل عمدی دانست چرا که اصولاً مرتکب در چنین مواردی قصد ارتکاب قتل نداشته تا به عللی خارج از اراده وی نتیجه مورد نظرش (سلب حیات) محقق نگردد؛ به عبارتی دیگر نتیجه ای مورد نظر مرتکب نبوده تا به عللی خارج از اراده وی محقق نشده باشد.

بر همین منوال پرتاب کردن فرد ناتوان از شنا در آب عمیق بدون قصد قتل و نجات مجنی علیه قبل از غرق شدن توسط شخص ثالث، شروع به قتل عمدی نیست و البته آن اندازه از اعمال مرتکب (پرتاب کردن دیگری در آب عمیق) نیز فی نفسه فاقد وصف مجرمانه است.

همچنین عمل فرد مبتلا به ایدز با علم به بیماری خویش و برقراری رابطه جنسی با شریک جنسی خویش بدون قصد قتل و علی رغم نوعاً کشنده بودن آن تحت عنوان شروع به قتل عمدی قابل تعقیب نبوده لیکن چنانچه متعاقباً و بر اثر بیماری ایدز مجنی علیه فوت نماید، مبتلا کننده، به اتهام قتل عمدی و مستنداً به بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی قابل تعقیب و مجازات خواهد بود.

بعلاوه عمل فردی که به قصد ضرب و جرح ضربه ای به سر دیگری وارد می کند و مجنی علیه در اثر اقدامات به موقع تیم پزشکی از مرگ حتمی ناشی از هماتوم مغزی نجات پیدا می کند، صرفاً متهم به ضرب و جرح عمدی خواهد بود نه شروع به قتل عمدی چرا که آنچه را که مرتکب قصد انجام آن را داشته است ایراد ضرب و جرح عمدی و جرم تامی بوده که در عالم خارج نیز محقق شده؛ از این رو هر چند عمل ارتکابی جانی نوعاً کشنده بوده و چنانچه اقدامات درمانی به موقع انجام نمی گرفت، قطعاً مجنی علیه در اثر آن ضربه فوت می کرد ولی بواسطه آنکه مرتکب فاقد قصد نتیجه (سوءنیت خاص) بوده لذا نمی توان بواسطه عدم حصول نتیجه، عمل ارتکابی فرد را شروع به جرم قتل عمدی دانست.

نتیجه آن که به نظر نگارنده شروع به قتل عمدی صرفاً در حدود بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی و در مواردی قابل تحقق است که مرتکب با قصد قتل مبادرت به اجرای عملیات موضوع عنصر مادی جرم قتل نماید و در قتل عمدی موضوع بند ب و ج ماده 206 قانون مجازات اسلامی شروع به قتل عمدی مصداق نداشته و قابل تحقق نیست.



. . .
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-lawyermkh.mihanblog.com

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-haghesepid.ir