تبلیغات
حق سپید - انواع بیع در فقه اسلامی

كلمه بیع (به فتح باء و سكون یاء) به معنى خرید و فروش و از اضداد است؛ بنابراین، مى توان گفت «بعتُهُ هذا الثوب» = «اَعطیته ایاه و اخذت ثمنه» همان طور كه مى شود گفت، «بعتُهُ هذا الثوب» = «اشتریته منه و اعطیته ثمنه» كه كلمه بیع، در جمله اوّل به معنى فروش و در جمله دوم به معنى خرید به كار رفته است.
مرحوم شیخ انصارى بیع را «مبادله مال به مال» معنى كرده است. شهید اوّل نیز در تعریف بیع چنین آورده است: «الایجاب والقبول الدالان على نقل الملك بعوض معلوم» یعنى عقد بیع، عبارت است از ایجاب و قبولى كه دلالت بر نقل ملك در مقابل عوض معلوم مى نماید. بنابر این فقها تعریف هاى متفاوتى از بیع ارائه داده و هركدام كوشیده اند با بهترین و كوتاه ترین عبارت، ماهیت این عقد را بیان كنند. از بررسى عبارات فقها در تعریف بیع، روشن مى شود كه همه آنان به دنبال نشان دادن ویژگى هاى اساسى بیع بوده اند و اختلافات آنان تنها در تعریف لفظ ى بیع مى باشد و درماهیت آن به عنوان یكى ازعقود معین،اختلافى ندارند. صاحب جواهر دراین باره مى نویسد: مراد فقها از تعریف هایى كه براى عقد بیع ذكر كرده اند، تنها كشف فى الجمله از ماهیت آن است نه تعریف منطقى. قانون مدنى ایران بیع را «تملیك عین به عوض معلوم» تعریف كرده است و صاحب «ترمینولوژى حقوق» هم با برگزیدن همین معنى، اضافه نموده كه به مجموع عمل بایع و مشترى بیع گفته مى شود، همان طور كه به عمل بایع به تنهایى هم بیع مى گویند.

ویژگى هاى اساسى عقد بیع را مى توان به شرح زیربرشمرد:


1. عقد بیع از عقود تملیكى و معوض است. به این معنا كه بایع، مبیع را درمقابل ثمن، به مشترى تملیك مى كند. این ویژگى، عقد بیع را از عقود عهدى مانند جعاله و حواله وعقود اذنى مانند عاریه و ودیعه و نیز عقودى كه مبنى بر انتقال مالكیت رایگان مى باشد مانند هبه، متمایز مى گرداند.


2. در عقد بیع، عین مال مورد معامله قرار مى گیرد یعنى موضوع بیع، انتقال عین در مقابل عوض است. این ویژگى، عقد بیع را از اجاره و سایر عقود درمورد تملیك غیر عین،جدا مى كند.


3. ویژگى دیگر عقد بیع، لزوم آن است كه باعث تمایز آن از عقود جایز مى شود.


4. دیگر از ویژگى هاى بیع، دوام بیع است. این ویژگى باید مورد بررسى قرار گیرد چرا كه غالب فقها به آن تصریح نكرده اند. بنابراین باید به این مساله پرداخت كه آیا دوام و استمرار از شرایط اساسى بیع است یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا بیع موقت از مصادیق بیع مصطلح در فقه است یا خیر و به فرض كه عنوان بیع بر آن صادق باشد آیا چنین بیعى صحیح است یا باطل؟ پبراى بیع انواعى را برشمرده اند؛ از جمله: بیع (تولیه، حال، حصات، خیارى، ربوى، سلف، سلم، شایع، شخصى، شرط، صرف، عقدى، عینه، غررى، غیر عقدى، قطع، كالى به كالى، كلى، مؤجّل، مؤجّل به مؤجّل، محاباتى، مرابحه، مساومه، مشاع، معاطات، معدوم، مقابضه، مواضعه، موزون، نسیه، نسیه به نسیه، نقد، وضیعه، وقف)


همچنین به طور كلى از مقایسه بیع با زمان، سه صورت قابل تصوراست:


1. بیع عین به صورت غیر موقت: در چنین بیعى، مالكیت استمرارى عین به دیگرى منتقل مى شود. بنابراین مشترى پس از بیع، مالك دائمى مبیع خواهد بود. البته منظور ازمالكیت دائمى این نیست كه دوام مالكیت، شرط بیع باشد، به این معنا كه مبیع براى همیشه درمالكیت مشترى باقى بماند زیرا این معنا با جعل خیار یا نقل و انتقالات بعدى كه بر مبیع صورت مى گیرد منافات دارد بلكه منظور از دوام در بیع، همان ارسال مالكیت است كه دربعضى از كلمات فقها به چشم مى خورد و به تعبیر منطقى، بیع در این فرض، نسبت به دوام و استمرار، لابشرط است نه بشرط شىء ولى نسبت به توقیت مالكیت، بشرط لاست. بنابراین دراین صورت، مبیع با عقد بیع داخل در ملكیت مشترى مى شود و تا وقتى كه یكى از اسباب انتقال دهنده ملكیت محقق نشده است، در ملك او باقى مى ماند.


2. بیع اعیانى كه براى تعیین میزان و مشخص شدن مقدار آن باید از زمان استفاده كرد: مانند فروش شیر یك ماهه گوسفند یا میوه یك ساله درخت. در چنین مواردى، زمان،قید مملوك است نه قید ملكیت. بنابراین، نفس تملیك، موقت نیست بلكه مملوك، مقید به زمان شده است.


3. بیع موقت: دراین صورت كه مورد بحث ماست تملیك به صورت موقت صورت مى گیرد یعنى عین به صورت موقت به دیگرى فروخته مى شود مثلا كتاب را براى مدت یك ماه به دیگرى مى فروشد. از بین صورت هاى فوق، صورت اول مسلما هیچ گونه اشكالى ندارد و به طور شایع در جامعه و میان مردم رواج دارد.


صورت دوم نیز به نظر فقها اشكال ندارد چرا كه درچنین صورتى، مالكیت و تملیك، مقید به زمان نشده و فقط مملوك، محدود به زمان شده است. مرحوم سید محمد كاظم یزدى در این باره مى نگارد: اگر مدت، قید مملوك باشد چنین بیعى بى اشكال است مثل این كه بگوید: شیر این گوسفند را درمدت یك ماه به تو فروختم...
در فرض سوم: زمان، قید بیع واصل تملیك است یعنى عین معینى، براى مدت مشخص تملیك مى شود. از بررسى كلمات فقهایى كه دراین مورد اظهار نظر كرده اند برمى آید كه ظاهراآنان تردیدى در بطلان بیع موقت ندارند و همه آنان چنین بیعى را باطل و فاسد مى دانند.

 

. . .
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-lawyermkh.mihanblog.com

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-haghesepid.ir