تبلیغات
حق سپید - قاعده جب
نویسنده : آقای شعبانعلی جباری
جب در لغت به معنای قطع نمودن و ترك كردن است و در اصطلاح فقها به قاعده‌ای گفته می‌شود كه بر پایۀ تشویق كفّار به اسلام آوردن بنا نهاده شده است كه به موجب این قاعده اگر كافر پیش از مسلمان شدن كاری انجام داده یا سخنی گفته یا اعتقادی داشته است كه در اسلام آثار زیانبار یا عقوبت دارد با روی آوردن به اسلام، این آثار نادیده گرفته می شود.
 
مبانی قاعده:
مهمترین دلیل قرآنی این قاعده آیه 38 سورۀ انفال است كه به موجب آن خروج از كفر و روی آوردن به اسلام موجب آمرزش گناهان گذشته می‌شود. كه بر اساس همین، قاعده مذكور استخراج شده است. دلیل دیگر قاعده جبّ، حدیث نبوی
«الأسلام-یجُبُّ ماقبله»
 كه در كتب روایی شیعه و اهل سنّت آمده است و اسم قاعده جبّ نیز از این حدیث اخذ شده است. این حدیث در موارد متعددی از پیامبر اكرم (ص) نقل شده است كه اكثر آن موارد در خصوص اسلام آوردن اشخاص بوده است گر چه علمای شیعه سند حدیث را مرسل و ضعیف دانسته‌اند و لی شهرت آن را موجب جبران ضعف سند تلقی كرده‌اند.
دلیل دیگر این قاعده، سیرۀ پیامبر اكرم(ص) در برخورد با شخص تازه مسلمان شده، است كه آنان را ملزم نمی‌كرد كه قضای عبادتهای فوت شده را به جا آورند یا زكات دوران كفر، را بپردازند.
دلیل دیگر این قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین است كه یكی از قواعد عقلی است برای حفظ نظام و جلوگیری از حرج و مرج در نظام اجتماعی،‌ بنای عقلا بر این است كه قوانین كه جدید هستند را عطف به ماسبق نمی‌كنند مخصوصاٌ قوانینی كه تكالیفی سخت‌تر از قبل برای مكلفین داشته باشد.
 
شرط اجرای قاعده:
 با توجه به اینكه «قاعدۀ جبّ» یك قاعدۀ امتناعی است، در مواردی كه اجرای آن و برداشتن حكم شرعی، موجب تضییع حقوق دیگران شود مانند اینكه شخصی كه كافر بوده در زمان كفر كسی را به قتل رسانده باشد یا اینكه به كسی بدهكار باشد، در اینجا نمی‌توان گفت كه طبق قاعده، شما معاف هستید و نباید قصاص شوید یا دیه بپردازید! بنابراین شخص قاتل حتی اگر اسلام آورده باشد مشمول حكم قصاص یا دیه بر حسب مورد می‌باشد. همچنین شخصی كه در زمان كفر بدهی داشته بعد از اسلام باید بدهی خود را بپردازد لذا «قاعدۀ‌جبّ» منصرف از حق الناس می باشد و در جایی كه با اجرای قاعده حقی ضایع می‌شود، قاعده جاری نمی‌گردد. و اینكه در صدر اسلام حكم قصاص یا دیه برداشته شده بود، به دلایل خاصی بوده و الآن نمی‌توان آنها را جاری و ساری دانست مثل اینكه در عصر جاهلیت، اجرای حكم قصاص یا دیه،موجب تشدید اختلاف و بروز نا امنی می‌شد كه با هدف كلی اسلام ناسازگار بود.
 
شرط دوم اجرای قاعده:
 شرط دیگر اجرای «قاعده جبّ» آن است كه مسلمان شدن كافر نباید به انگیزه فرار از مجازات باشد مثل اینكه كافری به اتهام قتل دستگیر شود و در همان حین اسلام آورد كه این اسلام آوردن در حق او مؤثر نمی‌باشد.
 
شرط سوم:
 شرط مهم دیگر «قاعده جبّ » این است كه حكم مورد نظر، از احكام مختص اسلام باشد یعنی اینكه حكم نماز خواندن برای مثال، حكم اسلام است و كسی كه بت‌پرست یا بی‌دین بوده نمازهای فوت شدۀ او، طبق این قاعده برداشته می شود .ولی اگر حکمی در آئین قبلی تازه مسلمان بوده،یا از احکام عقلی بوده طبق این قاعده برداشته نمی شود؟  چرا كه طبق نظر فقها این قاعده مختص احكامی است كه در اسلام تشریع شده است و نمی‌تواند احكام ادیان سابق را كه تازه مسلمان داشته است را بردارد.
نكته دیگر اینكه این قاعده مشمول مرتد نمی‌شود و فقط مختص كافر اصلی است یعنی كافری كه سابقه اسلام ندارد.
 
قلمرو قاعده جبّ:
 با توجه به مطالب ذكر شده این قاعده فقط تكالیف عبادی را در برمی‌گیرد كه جنبۀ حق اللّهی دارند و اگر عملی هم دارای جنبۀ حق اللّهی باشد هم حق الناسی مثل سرقت، جنبۀ حق اللّهی آن یعنی اجرای حد برداشته می‌شود ولی جنبه حق الناسی آن مشمول این قاعده نمی‌باشد.
در خصوص عقود و ایقاعاتی كه در زمان كفر صورت گرفته مثل طلاق بدون حضور 2 شاهد عادل به استناد قاعده جب حكم به صحت آن می‌شود ولی در خصوص نكاح با محارم مشمول قاعده نیست و نكاح باطل است.
. . .
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-lawyermkh.mihanblog.com

رنک الکسا

وبلاگ-پیج رنک گوگل-haghesepid.ir