اظهارات پسر مقتول : پدر و مادرم چندسالی بود با هم اختلاف داشتند اما مادرم به خاطر ما راضی به جدایی نمی‌شد. من بارها از مادرم خواسته ‌بودم طلاق بگیرد و به این وضعیت پایان دهد اما او قبول نمی‌کرد. پدرم خیلی عصبی و پرخاشگر بود و مادرم را اذیت می‌کرد. به همین دلیل بارها با پدرم درگیر شده ‌بودم. روز حادثه وقتی از مدرسه به خانه برگشتم هرچه مادرم را صدا زدم، جواب نداد. چون من سال آخر دبیرستان بودم و می‌خواستم کنکور بدهم، مادرم همیشه خانه بود تا اگر چیزی لازم داشتم به من بدهد. اتاق‌ها را دنبال مادرم گشتم، به طبقه پایین که رسیدم دیدم جسد او میان مبل‌ها افتاده ‌است. خون زیادی از مادرم رفته ‌بود. داد و فریاد کردم و از همسایه‌ها کمک خواستم. معلوم بود مدت زمان زیادی است که مادرم در آن شرایط است. پدرم هم در خانه نبود. با اورژانس تماس گرفتم و همسایه‌ها هم پلیس را خبر کردند وقتی تکنسین‌های اورژانس آمدند گفتند مادرم چندساعتی است که فوت شده و کاری از دست کسی برنمی‌آید. 
پدرم می‌خواست با فتاح در کارهای تجاری شراکت کند، رفت‌وآمد فتاح به خانه ما هم به همین دلیل بود مادرم با او رابطه خاصی نداشت. مادرم اصرار داشت این شراکت اتفاق بیفتد چون وضع مالی ما بهتر می‌شد.

اظهارات همسر مقتول (سعید ):  سال‌ها قبل با مینا آشنا شدم و ازدواج کردم. او از شوهرش جدا شده ‌بود و با فرزندانش زندگی می‌کرد. دخترانش که به سن ازدواج رسیدند مینا آنها را شوهر داد و ما با تنها پسرمان با هم زندگی می‌کردیم. من و مینا سال‌ها بود اختلاف داشتیم. من مرد حساسی بودم و مینا هم اصلا حال من را رعایت نمی‌کرد از کارهایی که انجام می‌داد، ناراحت می‌شدم ولی کوتاه نمی‌آمد همین هم باعث شده ‌بود همیشه با هم درگیری داشته‌ باشیم. 
مینا می‌گفت این شرایط را به خاطر پسرمان تحمل می‌کند و دوست ندارد دیگر به این زندگی ادامه دهد. چون مینا از زندگی با من خسته‌ شده ‌بود می‌دانستم حتما به من خیانت می‌کند او را همیشه زیر نظر داشتم تا اینکه متوجه شدم با مردی به نام فتاح رابطه دارد. او به خانه ما رفت‌وآمد می‌کرد. روز حادثه هم وقتی به خانه آمدم فتاح را دیدم. من و همسرم با هم درگیر شدیم، من که خیلی عصبانی شده‌ بودم او را با ضرب چاقو به قتل رساندم. زنم به من خیانت کرد، آن روز فتاح خانه ما بود و من فکر می‌کنم فتاح او را به قتل رسانده‌ است. من این کار را نکردم.
 
در نهایت: بعد از پایان جلسات بازجویی و صدور کیفرخواست، پرونده به شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. سعید در آن شعبه محاکمه شد و با درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد اما دیوانعالی کشور رای را نقض کرد چراکه معتقد بود سعید باید تحت معاینه‌های روانپزشکی قرار گیرد. در نهایت با توجه به اینکه پزشکی قانونی اعلام کرد با وجود اینکه سعید به بیماری روانی مبتلاست اما مسوول اعمال خودش است. در نهایت قضات به اتفاق آرا، رای بر قصاص متهم صادر کردند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392    | توسط: مریم خلیفه پور    | طبقه بندی: حقوق جزا،     | نظرات()